پاسخ جوان مسلمان به اسلام ستیزان

وبلاگی برای رد شبهات ملحدین و اسلام ستیزان

پاسخ جوان مسلمان به اسلام ستیزان

وبلاگی برای رد شبهات ملحدین و اسلام ستیزان

پیوندهای روزانه

چرا عمر رض به ایران حمله کرد؟

چهارشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۲ ب.ظ


پاسخ جوان مسلمان به اسلام ستیزان,
چرا حضرت عمر به ایران حمله کرد؟ (1)


متن سوال:چرا حضرت عمر به ایران حمله کرد وایرانیان را به زور مسلمان کرد واینهمه خونریزی وجنگ به راه انداخت؟
پاسخ اهل سنت: دوست گرامی

 
اولا: ایران فقط توسط حضرت عمر مورد هجوم قرار نگرفت، قبل از عمر رضی الله عنه و بعد از او فاتحان آمدند و ایران را فتح کردند و ماندند و بعد رفتند، اما چرا حمله عمر را در این میان برجسته میبینیم، این سوالی است که جواب میدهم.

دوما: ما ایرانی ها هم، هر وقت که آب را دیدیم، شناگران ماهری شدیم، و دمار از مردم سرزمینهای دیگر در آوردیم.
شما اگر باور ندارید از مردم دهلی در هند و تفلیس در گرجستان بپرسید که بترتیب در سه و دو قرن پیش شهرهای آنها را قتل عام کردیم، و مردمش را به اسارت گرفتیم و اموالشان را تاراج نمودیم.
کولی های افغانی در منتهی الیه شرق آن کشور وقتی که بخواهند فرزندان کوچک خود را بترسانند تا دور نروند میگویند:
قجر آمد قجر آمد!!
این ترساندن اشاره به حملات ظالمانه و سهمگین قاجاریه به مناطق آنها دارد که دخترها و پسر ها را می ربودند و میبردند
شاید بگویید این چه ربطی داشت به سوال من؟
ربط دارد! صبر کنید!!
همین ساسانی ها که توسط عمر از بین رفتند قبل از جنگ با عمر با رومی ها میجنگیدند و رومیها تقاضای صلح کردند شاه ایران در جواب نوشت:
از شاه شاهان به سگ روم ( منظورش امپراطور روم )
بیا اینجا و پایم را ببوس و الا میاییم دمار از روزگار روم بیرون میاورم .......
ببینید همین ایرانیانی که در زمانه عمر، مغلوب اعراب شدند، خودشان پیش تر از این، مناطق آباد عربستان، مثلا یمن را؛ تا دیرگاهی در اشغال خود داشتند و اگر مکه و مدینه را تصرف نکردند، بخاطر این بود که آن مناطق بیابانی ارزش لشکرکشی را نداشت و اگر در حجاز ثروتی میبود ایرانیانی که یمن را در دور دست ها مستعمره کرده بودند محال بود مکه را اشغال نکنند.
البته مکه را هم مال خود میدانستند و از این رو وقتی نامه پیامبرصلی الله علیه وسلم به یزدگرد رسید، عصبانی شد و به حاکم یمن دستور داد که محمد صلی الله علیه و سلم را دستگیر کند!!!
و از این سو (یعنی از طرف عراق) نیز مناطق معمور اعراب، یا دست ایران بود یا روم، و یا بین این دو قدرت جهانی، دست بدست میگشت
گمان مبرید که ایرانی ها به جان و مال اعراب تجاوز نمیکردند.
در جاهلیت جنگی بین اعراب بیابانگرد، با ابر قدرت ایران رخ داد. سبب فقط این بود که شاه ساسانی برای تکمیل کلکسیون زنهای خود در حرم سرا، از اعراب نیز، زن خواسته بود
خب چیزی که عوض دارد، گله ندارد!
آنها قدرت داشتند و بر اعراب هزار سال حکومت کردند.
و اعراب هم که قدرت یافتندند، 200 سال حاکم ایران شدند و سپس ایرانی ها خود را از دست اعراب رهانیدند، و هنوز صد سال از اشغال نگذشته بود که ایرانی ها اولین سلسله اعراب، یعنی بنی امیه را از بین بردند و بنی عباس بر جای آنها نشاندند
و مدتی بعد از این، دولت های مستقل در خود ایران تشکیل شد، بعد کار به آنجا رسید که آل بویه (دیلمی های طبرستانی) حتی بغداد را فتح کردند و حاکم پایتخت امپراطوری اسلام شدند.
کار به این جا خاتمه نیافت بعد زمانی آمد مثل زمان ما، در بخش بزرگی از ایران اگر کسی نام فرزندش را عمر نهد، اداره ثبت احوال به او شناسنامه نمیدهد، و مردم هم از او متنفر میشوند و اطلاعات او را بزندان میبرد و تحت سخت ترین شکنجه ها قرار میدهد.
اما در همان حال، اگر نام کسی چنگیز یا اسکندر یا اسفندیار باشد در حالیکه آنها نیز دشمن ایران بودند و بعضی آنها حتی خاک ایران را به توبره کشیدند و کوچک و بزرگ را کشتند و از سرها مناره ها درست کردند باز کسی به آنها کاری ندارد و نمیگوید آخر چرا نام خود را تیمور یا چنگیز گذاشته ای؟
یک چیز حیرت آور دیگر اینکه، فاتحان ایران وقتی از سرزمین ما رفتند همرایشان فرهنگشان هم رفت، بلکه حتی بعضی ها از فرهنگ ما متاثر شدند آما این فقط عمر بود که با وجودیکه دوره حکمرانی او تمام شد با وجودیکه اعراب به اصلاح اشغالگر به بیرون رانده شدند با آنکه از نام متنفر متنفرند، باز فقط این عمر است که فرهنگی که با اشغال همراه او به ایران آمده هنوز بشدت تمام پابرجاست و ما از لحظه تولد تا لحظه مرگ از قوانینی که او در کشور ما وضع کرده پیروی میکنم!!
چرا؟ راستی چرا ؟
عمر مجوس را مجبور به پذیرش دین جدید نکرده بود، از آن ها مالیات میگرفت
دوما عمر مثل فاتحان دیگر از بین ما رفت اما چرا قانون او باقی ماند ؟ جواب به این سوال جواب پرسش اصلی را،بر ما می نمایاند
ای برادر!
اصلا قضیه این است که عمر فرهنگ ملت دیگری را بما تحمیل نکرد، عمر خودش تحت تاثیر فرهنگ ایران بود! در جوانی حضرت عمر نیز چون ایرانیان عید نوروز را جشن میگرفت و عید مهرگان راهم!!
همه مردم مکه و مدینه این دو روز را جشن میگرفتند و آدابی از ایرانیان را با افتخار انجام میدادند
همانطور که م
لی گراهای ایرانی،امروز عید نوروز را گرامی میدارند و از عید فط

پاسخ جوان مسلمان به اسلام ستیزان, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۴۴]
[Forwarded from امیدگ]
ر متنفرند مردم مکه نیز عید نوروز را گرامی میداشتند و از عید اسلام متنفر بودند
حتی مردم مدینه که مسلمان شدند، نیر عید نوزوز و مهرگان را گرامی داشتند تا آنوقت که رسول الله صلی الله علیه وسلم جشن آنها را دید و به آنها گفت اسلام بشما عید بهتری داده است.
پس نتیجه سخن اینکه:
اسلام فرهنگ هیچ کشوری نبود، تا بر کشوری دیگر تحمیل شود، قوانینی بود که از آسمان نازل شد
اگر بگویم تحمیل شد بر همه ملت ها تحمیل شد
اول بر اعراب تحمیل شد، بعد بر ایرانی ها و رومی ها و هندی ها و ترکها و یمنی ها و غیر ذالک
اما چیز تحمیلی معمولا ماندگار نیست ولی اسلام در مناطق فتح شده باقی ماند پس تحمیلی نیست و هرکس بگوید مردم بزور مسلمانند در ادعای خود دروغگو است!!
آنچه اسلام را باقی نگه داشت قوانین برتر آن بود، قوانینی مثل احترام به پدر مادر روابط بین زن و شوهر و خوراکهای پاک و پاکیزه را حلال دانستن و شراب و خوراکهای بد را حرام دانستن،غش نکردن در معامله ووووو

بنابراین:
اگر عمر ایران فتح کرد، ایران هم روزی روزگاری سرزمین اجدادی عمر را فتح کرد.
این از روز ازل تا روز قیامت، بر بشر نوشته شده که با یک دیگر بجنگند و سرزمین های هم را به اشغال در آورند
عمر یک استثناء نیست، اما آنچه که عمل او را استثنایی و بی همتا کرده دین عمر است که مردم خودشان انتخاب کردند پس وقتی خودشان انتخاب کردند، چرا ناراحتند ؟
شخصی از اهل سنت برایم گفت در ایران یکبار میزبان خوش رو و خوش زبانم گفت : من برای شما اهل سنت احترام زیادی قایلم، اما عمر را دوست ندارم !!
خویشاوند بیخبر از همه جای من، با تعجب پرسید:چرا دوست نداری؟
گفت:چون او ایران را اشغال کرد!
خویشاوند بیخبر از دعوای شیعه و سنی من، به او گفت:
ولی حالا که ایران در دست شماست
این سخنی است که باید به آن دقت کنیم حالا که ایران در دست ماست،
پس چرا ارمغانهای عمر را با دل و جان حفظ میکنیم ؟

زمان رضا شاه تاریخ هجری اسلامی ملغی شد و تاریخ جعلی شمسی منافقانه جای آن را گرفت. پسرش از این جلوتر رفت و تاریخ اسلامی را بطور کلی از بین برد و تاریخ کورش را بر قرار و رسمی کرد.
اما همین ملت بلند شدند یکصدا بلند شدند که نه همان تاریخی را میخواهیم که عمر بر ایران تحمیل کرده پس چرا از عمر ناراحتند؟ آیا بخاطر کشت و کشتار ایرانیان از او متنفرند؟
بسیار شندیده ایم که میگویند:
حضرت عمر و لشکرش در ایران کتاب سوزان براه انداختند و قتل و غارت عظیمی را مرتکب شدند و ظلمهای فراوانی در حق ایرانیان بیچاره انجام داده اند.
جواب این ادعا را در نوشته بعدی میگویم
https://telegram.me/islamway1400

پاسخ جوان مسلمان به اسلام ستیزان, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۴۴]
[Forwarded from امیدگ]
چرا حضرت عمر به ایران حمله کرد؟


میپرسند: ایرانیان چون دچار مشکلات عدیدی بودند،بنابراین کاری به کار اعراب نداشتند و تهاجم از طرف مسلمانها بود. حضرت عمر چرا چنین کرد؟

 فرض کنیم عمر رضی الله عنه به ایران حمله نمیکرد و سعی خود را صرف آبادانی عربستان مینمود، در این صورت هیچ تضمینی نبود که ایران بعد از فراغت از مشکلات، به عربستان نتازد، کما انکه بر یمن تاخته بود.
پس پیروی یکطرفه از این قانون، بضرر اسلام گراها بود.
میتوانید بگویید شما تا حمله آنها صبر میکردید، تا ایرادی بر شما وارد نباشد و باید که قصاص قبل از جنایت نمیکردید.
قضیه این است که اسلام ( راست یا غلط از نظر مخالفان ) برای خود رسالتی را میدید، رسالت این بود که: ((باید پیام الله به بشریت میرسید))
ولی متاسفانه، هیچ کشوری از کشورهای آن عصر تحمل شنیدن سخن جدید را نداشت.
از مکه شروع کنیم:
مکه کوچک، نه فقط عقاید همشهری خود را نپذیرفت، که حتی، شنیدن را هم تحمل نکرد و دیدیم با بلال و یاسر و سمیه و دیگران چه کردند.
یزدگرد، شاه ایران، فقط به جرم نامه نویسی، خواستار دستگیری حضرت محمد صلی الله علیه وسلم شد!! مسلمانها برای خود رسالتی را قایل بودند. امر به معروف و نهی از منکر از اصول دین ما است.
شاید بگویید به مسلمانها فضولی نمیرسید که خواستار هدایت دیگران باشند!!
اما این فضولی را همه میکنند:
دولت افغانستان، اگر زن افغانی را مجبور به پوشیدن چادر کند دنیا برمیخیزد که غلط میکنید!! خلاف منشور ملل متحد است !
حتی به حجاب زن ایرانی اعتراض دارند و درباره نیروگاه های اتمی ایران فضولی میکنند، و خواستار بسته شدن آن هستند و گفتند اگر نبندید اول تحریم میکنیم، تسلیم نشدید، میکشیمتان!
پس نمیتوان گفت که اگر ما خواستار نشر عقیده خود در کشورهای دیگر باشیم این خلاف معمول است، این معمول در همه جای دنیاست که برای نشر عقیده و نظرات و امیال خود، با ابزارهای مختلف فشار وارد میکنند،
تحریم... کمک به مخالفان.... حتی که جنگ مستقیم.....
اما من نمیدانم چرا این به اصطلاح ایران دوستان، به ما که میرسند خیالباف و آرمانگرا میشوند؟! تو گویی از اصول حاکم بر جهان در طول و عرض تاریخ بیخبرند!
پس خلاصه سخن اینکه همه ملت ها در وقت قدرت، نشر عقیده و بیان و امیال خود را؛ چون شیر مادر ؛ از حقوق مسلم و مشروع خویش میدانند!!
حالا جواب به این شبهه که مسلمانها کتابها را سوزاندند
این ادعا را نمیتوانیم قبول کنیم، زیرا تمدن ایرانی با آمدن اسلام از بین نرفت، خیلی ها تسلیم شده و امان یافتند، مردمانی از آنها به جاهای غیر قابل دسترس گریختند پنهان کردن کتاب ها چندان سخت نبود
در یزد حالا هم معبدی است که میگویند آتش ده هزار ساله در آن نگه داشته میشود خودم دیدم !
موبد این معبد خودش بمن گفت که نیاکان ما این آتش را؛ که بدست زرتشت بر افروخته شده؛ از شیراز به اینجا آوردند!!
سوال این است که کتاب ها را چرا نیاوردند؟
ما حالا یک جامعه زرتشتی در ایران و در هند و در پاکستان داریم، اما در این جوامع، حتی یک کتاب به خط میخی وجود ندارد پس یا وقت فرار کتاب ها را نبردند یا که اصلا کتاب نداشتند.
اگر نبردند پس کتاب دوست نبودند، یا کتابی وجود نداشت که ببرند مسلمانها که خانه به خانه نگشتند، مسلمانها، زرتشتی ها را بعنوان اهل کتاب قبول داشتند و به همین دلیل، کسی معترض عبادت گاه ها و کتاب های آنها نمیشد، اما با این وجود با آنکه در خیلی جاها زرتشتیان تسلیم شدند باز کتابی ندارند!
از این نبود کتاب، درمیابیم که ایرانی ها به کتاب نویسی اهمیتی نمیدادند!!
و این عجیب نیست، علم کتاب نویسی با تمدن اسلامی شکوفا شد و قبلا جهان در تاریکی بود.
اما غربیان، علم جامعه شناسی را، گاهی به خدمت عقیده خود میگیرند، و دروغ میگویند!
من از خاطر نبرده ام که بعد از انقلاب خمینی، غرب چون با ملت ایران هم بد شد اینطور وانمود و تبلیغ کرد که ایرانیها مستراح رفتن هم بلد نیستند!! ( در کتاب بدون دخترم هرگز )
و از این کتاب فیلم ساخت و به زبانهای زنده دنیا ترجمه کرد
و آنها ( غربیان مسیحی ) همیشه در همیشه با اسلام بدند، پس تهمت های رنگارنگ میزنند و تهمت های کتاب سوزان از تهمت های بی دلیل آنهاست، قسطنطنیه هزار سال مقابل مسلمانها مقاومت کرد، کو؟ کجاست ؟کتاب خانه آنها ؟ روم هرگز فتح نشد، اما کتابخانه هم نداشت!
پس در عصر عمر، جهان در تاریکی بود و کتاب خانه ای نبود تا بسوزد یا بسوزانند.
وانگهی ما آیه یا حدیثی نداریم که باید کتاب مخالفان سوزانده شود، اگر چنین سخنی را پیامبر میفرمود، حت
ما علمای حدیث ثبت میکردند.
اما جواب تهمت قتل عام مردم بدست عمررضی الله عنه *****
هرکس میداند که اسلام برای جنگ اصولی دارد راهب و زن و کودک و پیران و گوشه گیران را نمیکشد، تسلیم شدن را میپذیرد و اسیر را نمیکشد.
با وجود این اصول، چگونه باور کنیم که ایرانیان قتل عام شدند ؟
آری در جنگ ها حلوا تقسیم
نمیکنند، کشتند و کشته شدند و

پاسخ جوان مسلمان به اسلام ستیزان, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۴۴]
[Forwarded from امیدگ]
جاهای که تسلیم نشدند اسیر شدند
اما خیلی از شهر ها هم تسلیم شدند و جزیه دادند.
کسی حق دارد به کار فاتحان مسلمان، ایراد بگیرد که خودش در فتح سرزمین های دیگر اصول بهتری را داشته بود ( و بعضی از این اسیر شدگان رومیانی بودند که قبلا توسط ایرانی ها اسیر شده بودند )
این رسم و عادت آنروزگار بود که گوانتانامو را نمیشناختند، دشمن را با زن و بچه اسیر میگرفتند
البته چون در ایران بصیرت کم شده بود( قسمت آخر مقاله را بخوانید )، مغلوبین گاهی پیمان شکنی میکردند یا اسیران آزاد شده دوباره به جنگ آورده میشدند، پس مسلمانها عصبانی شده بار دوم مسلمانها به آنها رحم نمیکردند.
اگر مسلمانها، چون تیموریان و چنگیزیان قتل عام میکردند این خبر بما میرسید و ما امروز مسلمان باقی نمیماندیم
آری بعد از خلفای راشدین و (بعد از پایان حکومت امیر معاویه)، کم کم شاهان عرب به ایرانی ها ظلم کردند ولی این ظلمی خاص، بر ایران و ایرانی نبود، اعراب عادی از ما بیشتر در زیر ظلم و ستم این شاهان عرب بودند.
ما از حاکمانی که نوه پیامبر را کشتند، دیگر نباید انتظار رحم را داشته باشیم.
و نباید اعمال آنها را به حساب اسلام بنویسیم، اعمال آنها ربطی به فتح حضرت عمر ندارد.
آیا شما کور شدن تمام مردم شهر کرمان، بدست آغا محمد خان قاجار و لشکر ایرانی او را به حساب فرهنگ ایرانی مینویسید؟ یا عملکرد خاص یک فرد ؟
و این چنین باید باشد قضاوت ما درباره حاکمانی که بعد از 5 خلیفه اول بر ایران حکومت کردند و باید عملکرد آنها را بحساب اسلام ننویسیم.
یک نکته مهم : ای ایران دوستان افسوس نخورید! چون:
ایرانیانی که توسط عمر از بین رفتند همانهای نبودند که تمدن ایرانی را ساخته بودند!
نکته ای که معمولا ملی گرایان و ایران دوستان، با افسوس بیان میکنند این است که ما ابرقدرت بودیم ما اندامهای قوی و کشیده و قد بلند داشتیم ما تمدن بزرگی داشتیم ما آقای جهان بودیم اما اسلام آمد همه چیز را از ما گرفت

اینجا خوانندگان باید متوجه سفسطه ای باشند که نادانسته مطرح شده است

جواب ما به این آه و ناله ها و افسوس خوردن ها این است که مسلمانان تمدنی که شما میگویید را از بین نبردند. آن تمدن را پدران ایرانیان ساخته بودند
و ایرانیان هم عصر عمر، تن پرورهای بودند که آن تمدن از راه ارث به آنها رسیده بود!
برای شما مثالی از زمان خود میگویم :
دیل کارنگی نویسنده فقید آمریکایی ، هر سخنش را با مثال های واقعی بیان میکرد
یکبار داستان مردی را نوشت که همکارانش او را متهم کرده بودند که شراب خواره است و او سعی میکرد به کارفرما ثابت کند که رقیبان دروغ میگویند....
من از این نوشته او دریافتم که مردم آمریکا حتی تا اول قرن بیستم ( 1900) شراب خوردن را صفت بدی میدانستند بله اشتباه ننوشتم بله !! پدران همین آمریکایی های امروزی که شراب میخورند و مثل سگ اینجا و آنجا میافتند شراب خوری را عیب میدانستند!
آنها یک روز در سال را به شکر گزاری از الله اختصاص داده بودند!
زنان هرگز دامن کوتاه نمیپوشیدند، بلکه حتی قانونا پوشیدن دامن بالای زانو، جرم بود و مجازات زندان را در پی داشت!
سازندگان آمریکا بر سر پولهای خود نوشتند:
IN GOD WE TRUST
یعنی توکل ما به خداست! باور میکنید این سخن آمریکایی ها بوده باشد؟؟
اما امریکای امروز، امریکای دیروز نیست:
زنا قانونیست ربا بیداد میکند همه لختند!! بدترین فیلمهای جنسی از این کشور به دنیا صادر میشود،شراب...... ( اعوذ بالله) حتی که لواط قانونی است! زن با زن و مرد با مرد عروسی میکنند، حتی شنیده میشود که سکس دست جمعی 500 یا 600 نفره دارند!! تازگی آماری دیدم که حکایت از این داشت این روزها 65 درصد مردم نیویورک، صدای همسایگان خود را در حین انجام عمل جنسی میشنوند نه اینکه دیوارها نازک باشد،نه!بیحیایی بی شرمی از حد فزون گشته!!
خانواده ها از هم پاشیده شده و تعداد نوزادان کم است.
البته بزرگترین و زیباترین پل دنیا، در آمریکا است، اما در همان حال، دوملیون نفر در آمریکا خانه بدوشند و زیر همین نوع پل ها میخوابند!! !!
دو ملیون نفر دیگر زندانیند!
بیشک آمریکا در حال نابود شدن است، او خود در پی نابودی خویش است، اما حالا اگر مثلا مکزیکی ها به آمریکا حمله کنند و آنجا را متصرف شوند، آمریکایی های که هزار سال بعد متولد میشوند نباید آه و ناله سر دهند که ما آقای دنیا بودیم مکزیکی ها، تمدن ما را از بین بردند!
نه شما آقای دنیا نبودید شما بی عرضه هستید و مفت و مجانی وارث تمدن امریکا
شده اید!
بیشک ایران ساسانی نیز هرچند که بظاهر ابر قدرت بود، اما در خفا در مسیر نابودی 4 نعل میتاخت!
حضرت عمر فرزندان ناخلف تمدن ایرانی را کمی زودتر از بین برد قبل از او مزدک و دیگران کوشش کردند .... و این تمدن خواهی نخواهی سقوط میکرد
پس افسوس نخورید که تمدن ایران را عمر از بین برد نه این تمدن را، فرزندان ناخلف ایرانیان( یزدگرد و بقیه) از ریشه خشکانده بود
ند و با یک تکان عمر افتاد!

پاسخ جوان مسلمان به اسلام ستیزان, [۱۶.۰۵.۱۶ ۲۲:۴۴]
[Forwarded from امیدگ]
اگر کسی بگوید به چه دلیل یزدگرد و ایرانیان هم عصر او منحط بودند؟
میگویم آفتاب آمد دلیل آفتاب :
شکست خوردن یک سرزمینی که 150 ملیون جمعیت داشت از یک ارتش بیست هزار نفری؛ که ساز و سامان هم نداشت؛ خود بهترین دلیل است که یک جای کار ایران ایرادی برزگ داشت و من بشما میگویم مشکل از کجا بود :
از کجا میدانم ؟ از آنجا که این سناریو 300 سال پیش در ایران تکرار شد:
صفوی ها وقتی ایران را گرفتند با همه جنایات اولیه، بلاخره آبادانی های کردند و سرزمین پهناوری را تحت نظم واحدی در آوردند، اصفهان نصف جهان شد، اما 200 سال که از عمر این حکومت گذشت، فساد سرتا پای آن را فرا گرفت،
افغانهای قندهاری برای تظلم خواهی از بیداد حاکم قندهار به پایتخت آمدند هرچه کردند آنها را به پیش شاه راه ندادند، آخر حیله بکار بردند در لباس کارگران بکار مشغول شدند شاه که رد شد خود را به زیر پای او انداختند و خود را معرفی نمودند، شاه سلطان حسین دستور داد و فرمان نوشت بکارشان رسیدگی شود. اما شب هنگام درباریان به اقامت گاه آنها آمدند و فرمان را در دهان رییس و بزرگ افغانها فرو بردند.
و چون رییس پیر بود به او تجاوز نکردند، اما جلوی چشم او، جوانان همراه او را به زمین انداخته و با آنها لواط کردند!!
افغانها برگشتند و سر بشورش برداشتند، و قندهار و هرات را گرفتند اما هنوز شاه خبر نداشت که دو استان ازدستش رفته!! تا که افغانها به نزدیکی کرمان رسیدند و شاه باخبر شد، اما کار شایسته ای نکرد!!
افغانها جلو آمدند (فقط 20000 نفر بودند) اصفهان را گرفتند و ده هزار ملا را کشتند و جمعا بین 80000 تا 100000 نفر را فقط در آن شهر کشتند در حالیکه فقط بیست هزار نفر بودند!
آنها از بی اهمیت ترین اقوام ایرانی بودند، اصفهان به تنهایی حریف آنها باید میشد، ولیعهد ایران با لشکری بزرگ در قزوین بود اما بکمک پدر نیامد و از جای خود تکانی نخورد، تا که افغانها بسراغ او تا قزوین رفتند!!
ملاها هم تکانی نخورند، افغانها بعد به قم و جاهای دیگر رفتند و ملایان قمی گریختند
اما حالا در کتاب ها؛ مثل ملی گراها افسوس میخورند؛ و میگویند فتنه افغان!! فتنه افاغنه!!!
نمیگویند کرم از خود درخت بود! نمیگویند یزدگرد ساسانی و شاه سلطان حسین صفوی هرکدام هزاران زن داشتند!
این تقلب در نقل تاریخ است .
بما در مدرسه یاد دادند که نیاکان ما آنقدر پیشرفته بودند که با ایجاد ایستگاه ها در راه ها و تعویض
اسب های تازه نفس دو روزه، نامه ها را از مداین به استان سند میرساندند، این شاید درست باشد اما این در زمان یزدگرد نبوده زیرا آن نادان شراب خواره و زنباز، اینقدر خبر نداشت که در صحرای عربستان، پیغمبری ظهور کرده و سرزمین بزرگی را متحد کرده، حتی که با ابر قدرت روم جنگیده پس نامه اش ارزش خواندن دارد!
اما او نامه پیامبرصلی الله علیه وسلم را نخوانده پاره کرد، مثل شاه سلجوقی که فرستادگان چنگیز را کشت، پس برای این نادانان چرا اشک میریزید؟ آیا دوباره یک شاه ساسانی میخواهید که هزاران زن بگیرد؟!
نکته ای که شما باید فراموش نکنید این است که ایرانیان آن دوره، اگر در مقابل لشکر عمر مقاومت میکردند محال بود عمر بتواند موفق شود.
عمر قدرت کوچکی بود،حالا ابر قدرت آمریکا با سی کشور دیگر در عراق و افغانستان با مقاومت مردم روبرو است و نمیتواند با اسلحه و پول و زور همه را ساکت کند، مردم زمان ساسانی عمر را با یزدگرد مقایسه کردند این شاه شاهان !! هزاران زن جوان را بزور برده کرده بود و عمر فقط 4 زن( آنهم از بیوه زنان) و معدودی کنیز داشت.
عمر، رفیقان خود را با خود، در یک سطح میدید ولو که دوستش نژاد ایرانی داشته بود، این برای عمر ارزش نداشت، عمر در جنگها در دفاع از روزبه ایرانی ( سلمان فارسی ) حاضر بود همشهری عرب و قریشی خود را بکشد او بعد از فتح ایران سلمان فارسی را پادشاه ایران کرد
اما در مقابل شاه ساسانی وقتی که پدر جنایتکار خود را معزول کرد و دستور داد او را به زندان ببرند در راه کفاشی، به آن زندانی جنایتکار دشنامی داد، کفاش را فوراکشتند زیرا افراد شریف طبقه پایین حق نداشتند با مجرمین طبقات بالاتر اجتماع، ولو که زندانی باشد، بتندی سخن گویند!! و عمر، روزبه را که دین اسلام پذیرفته بود، حاکم ایران کرد
ایرانی ها مقایسه کردند و عمر را بهتر دیدند، گرنه هرکس میداند گرفتن آسان است و نگه داشتن مشکل. مثلا چنگیزیان ایران را گرفتند، اما برای نگه داشتن مجبور شدند مسلمان شوند!!
مردم ایران در عصر عمر، فرق را
 دیدند و نجنگیدند ولی روزی که خلفای بنی امیه یا بنی عباس به آنها ظلم کردند بلند شده و قیام کردند و جنگیدند و تا پایتخت اعراب را اشغال کردند.
https://telegram.me/islamway1400


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۰۵
سروش صادقی

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.